در عصر اوّل اسلامی، جنبش عظيمی درآن پديد آمد
رفته رفته از حجاز به مناطق ديگر كُرۀخاكي، خصوصاً
سرزمين های اروپايی كه مركزحكومت مسيحيان بوده،
پيش رفته و روز به روزگسترش می يافت، اين موضوع
برای غرب بسيار تلخ و ناگوار بود لذاآنان را به فكر انتقام
واداشت تا اين كه در اواخر قرن پنجم، پاپ رُم فرمان حمله به قبلۀ اوّل
مسلمين جهان (فلسطين) را صادر كرد و صدها هزار
مسيحی برافروخته از كينۀ ديرينه، بر ضدّ توحيداز اروپا به
طرف قدس راه افتادند تا مسلمانان رااز پای درآورند. به
دنبال آن در جنگهاي صليبی كه حدود دويست سال طول
كشيد، ميليون ها كشته و زخمي بر جای گذاشت؛ در
همان زمان كه مصر شام سخت با صليبيان درگير بودند،
امّت اسلامي با طوفانی مهيب تر(حملۀمغولان به رهبری
چنگيز) مواجه گرديد كه آثار ارزشمند اسلامي را نابود و
بخشی را به غارت بردند پنجاه سال بعد از آن (656
هجري.ق) بغداد توسط هُلاكو نوادۀ چنگيز به خاك وخون
كشيده شد و طومار خلافت عبّاسي در هم پيچيد،
سپس بر حَلب و موصِل، همان بلا را آورد كه بربغداد وارد
كرده بودلازم به ذكر است كه در طول سلطۀ مغول
بركشورهای اسلامی، نمايندگان سلاطين همواره مي
كوشيدند تا با جلب نظر مغولان وهمدستي با آنان، امّت
اسلامی را از هر طرف تار و ماركنند. افزون بر اين كه مادرو
همسر هُلاكووسردار بزرگش در شامات، مسيحی بودند
وهمچنين اباخان(663-680هجري.ق) فرزندهلاكو با دختر
امپراطور روم شرقي ازدواج كرد و با پاپ وسلاطين
فرانسه و انگليس بر ضدّ مسلمين متّحدشدند و به مصر و
شام لشكر كشيدند. در چنين روزگار حسّاس كه ممالك
اسلامی در تاب و تب درگيری های ويرانگر می سوخت
ومسلمانان مورد حملۀ ناجوانمردانۀ شرق و غرب قرار
گرفته بودند، ابن تيميّۀحَرّانی افكارانحرافی خود را(يعنی
انديشه های وهابيّت كه پيش از اومَروان بن حَكم بن عاص جرقۀ
آن رازده بود) رواج داده و شكافي تازه در امّت اسلامي ايجاد
كردكه شعلۀ سوزان آن، تاكنون دامان مسلمين رامی
سوزانَد... ادامه دارد